انتظار تا روز مرگ
دلتنگیهای یه رهگذر
HOMEPAGE
BLOGSKIN
سفر ایستگاه
قطار می رود
تو می روی
تمام استگاه می رود
و من چقدرساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده او هم چنان
به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
+ نوشته شده در دوم آذر 1386ساعت 11:45 توسط رهگذر |
و خدایی که همین نزدیکی هاست
کلیپ های پیشنهادی
اگه یه روز بری سفر... بی وفا ستاره نرو گریه نکن پرنده مهاجر میمیرم برات1 بهانه دوچشم گریون لحظه ها آرشیو کلیپ ها صفحات قبلی
کبوتر شکسته بال از رون مرغ تا جوجه سخاری موجود است به او بگویید دوستش دارم مترسکی در میان کلاغ ها تنهاترین و دردمندترین ستاره گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع کلبه ی عشق اقیانوس گندم زار دل من
RSS
تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.