تبليغاتX
انتظار تا روز مرگ

انتظار تا روز مرگ

دلتنگیهای یه رهگذر

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

به تو می اندیشم ، به تویی که به روی قلبم پا گذاشتی بدون آن که بداتی این قلب برای تو می تپد تو از من یک تندیس بی روح ساخته ای اما بدان ، اگرچه تندیس روح ندارد اما قلبی سوزان تر از آتش دارد که بر همه ما تاثیرمی گذارد افسوس که نمی دانی

             

تو می مانی و من

از دیروز و امروز

و من

به پرده ای فکر می کنم

که حقیقت نگاه تو تورا از من ربوده است

و به طناب داری می اندیشم

که هیمین نزدیکی هاست

همین جا

کنار جاده سرد و برزخ بی روح قفس

حالا تو می مانی و فردا

تیتر اول روزنامه های شهر

+ نوشته شده در نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:22 توسط رهگذر |